در روزگار قدیم کفاش پیری نزدیک حجره ی تاجری ثروتمند و چاق بساط کرده بود. کفاش شادمانه آواز می خواند و کفش وصله می زد و شب با عشق و شادی نزد خانواده خویش می رفت. تاجر تنبل و پولدار که بیشتر اوقات در دکان خویش چرت می زد و شاگردانش برایش کار می کردند کم کم از صدای خواندن کفاش خسته و کلافه شد تا اینکه ی...
خدایا پس چرا من زن ندارم؟/زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟ دوتا زن دارد این همسایه ما/همان یک دانه را هم من ندارم آژانس ملکی امشب گفت به من:/مجرد, بهر تو مسکن ندارم چه خاکی بر سرم باید بریزم؟/من بیچاره آخر زن ندارم خداوندا تو ستارالعیوبی/وبر این نکته سوءظن ندارم شدم خسته دگر از حرف مردم/تو میدانی دل از ...
ابتدا یك ماشین حساب آماده كنید تا با هم پیش بریم.ماشین حساب موبایل هم میشه. ۱.هفت رقم شماره ی تلفن خودتونو در نظربگیرید. ۲.حالا سه رقم اول اونو وارد ماشین حساب كنید.یعنی اگر تلفن شما ۱۲۳۴۵۶۷ باشد ۱۲۳ تو ماشین حساب وارد كنید. ۳.حالا این سه رقم را در ۸۰ ضرب كنید و حاصل رو با ۱ جمع كنید. ۴.عدد به دست ا...